دوشنبه، ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

The Weeknd، با نام واقعی Abel Makkonen Tesfaye، یکی از شناختهشدهترین خوانندهها، ترانهسراها و تهیهکنندگان موسیقی نسل جدید است. او که در تورنتو کانادا متولد شد، از انتشار ناشناس موسیقی در اینترنت شروع کرد و در کمتر از یک دهه به یکی از بزرگترین ستارههای موسیقی جهان تبدیل شد.
موسیقی The Weeknd ترکیبی از R&B، پاپ، الکترونیک و عناصر سینثپاپ است، اما چیزی که بیش از همه او را متمایز میکند، فضای تاریک، سینمایی و احساسی آثارش است؛ فضایی که در بسیاری از آهنگهایش درباره عشق، تنهایی، شهرت، روابط، وسوسه، پشیمانی و کشمکشهای درونی شکل میگیرد.
تا سال ۲۰۲۶، The Weeknd چهار جایزه Grammy از ۱۴ نامزدی دریافت کرده و در جوایز JUNO نیز ۲۲ بار برنده شده است.
Abel Makkonen Tesfaye در ۱۶ فوریه ۱۹۹۰ در تورنتو، کانادا متولد شد. خانواده او ریشه اتیوپیایی داشتند و دوران کودکیاش در محله Scarborough تورنتو گذشت. او عمدتاً توسط مادر و مادربزرگش بزرگ شد.
تسفایه در نوجوانی علاقه زیادی به موسیقی پیدا کرد و تحت تأثیر هنرمندان و سبکهای مختلف قرار گرفت. موسیقی R&B، سول، پاپ و همچنین آثار هنرمندانی مانند Michael Jackson، Prince و گروههای آلترناتیو، بعدها به شکلهای مختلف در هویت موسیقایی او دیده شدند.
اما مسیر او برای رسیدن به شهرت کاملاً معمولی نبود.
The Weeknd در سالهای ابتدایی فعالیت خود ترجیح میداد هویتش ناشناس باقی بماند و بدون نمایش چهره و زندگی شخصیاش، موسیقی را در اینترنت منتشر کند. همین ناشناسبودن در ابتدا به یکی از مهمترین عناصر هویت هنری او تبدیل شد.
داستان نام The Weeknd یکی از جالبترین بخشهای آغاز فعالیت هنری Abel Tesfaye است.
او در یک گفتوگوی آنلاین توضیح داده بود که حدود ۱۷ سالگی خانه را ترک کرده و همراه یکی از دوستانش برای مدتی از فضای قبلی زندگیاش فاصله گرفته است. نام «The Weekend» نیز از همین دوره الهام گرفته شد.
اما چون یک گروه کانادایی با نام The Weekend وجود داشت، او حرف «e» را حذف کرد و نام هنری The Weeknd را انتخاب کرد تا با مشکل حقوقی مربوط به نام روبهرو نشود.
به این ترتیب، نامی که ابتدا صرفاً یک انتخاب برای شروع دوباره بود، تبدیل به یکی از شناختهشدهترین برندهای موسیقی جهان شد.
The Weeknd در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ موسیقی خود را به شکل ناشناس در اینترنت منتشر میکرد. در اواخر ۲۰۱۰، چند قطعه از او در YouTube منتشر شد و به تدریج توجه مخاطبان و رسانههای موسیقی را جلب کرد. یکی از مهمترین اتفاقات آن دوران، انتشار آهنگهایی مانند What You Need، Loft Music و The Morning بود.
موسیقی او تفاوت زیادی با R&B رایج آن دوره داشت. صدای فالستو، فضای مبهم و تاریک، تنظیمهای مینیمال و روایتهای شخصی باعث شدند The Weeknd خیلی زود در فضای موسیقی زیرزمینی تورنتو مورد توجه قرار بگیرد.
در سال ۲۰۱۱، The Weeknd اولین میکستیپ خود با نام House of Balloons را منتشر کرد.
این پروژه نقطه عطف بزرگی در مسیر حرفهای او بود. House of Balloons در کنار فضای R&B، از صداهای تجربی و تولیدات تاریک استفاده میکرد و تصویری متفاوت از موسیقی عاشقانه و شهری ارائه میداد.
پس از آن، دو میکستیپ دیگر یعنی Thursday و Echoes of Silence نیز در همان سال منتشر شدند. این سه پروژه بعدها مجموعه Trilogy را شکل دادند.
در سالهای ابتدایی، موسیقی The Weeknd به تدریج توسط رسانهها و هنرمندان مطرحتر شناخته شد. Drake نیز یکی از هنرمندانی بود که در مطرح شدن نام The Weeknd نقش داشت.
بعدها The Weeknd در پروژه Take Care از Drake حضور پیدا کرد و این همکاری باعث شد مخاطبان بسیار بیشتری با صدای او آشنا شوند.
در سال ۲۰۱۲، سه میکستیپ ابتدایی او در قالب یک آلبوم سهگانه به نام Trilogy دوباره عرضه شدند. این اتفاق عملاً شروع مرحله جدیدی از فعالیت حرفهای The Weeknd را رقم زد.
The Weeknd در سال ۲۰۱۳ اولین آلبوم رسمی استودیویی خود یعنی Kiss Land را منتشر کرد.
Kiss Land ادامه همان فضای مرموز و تاریک آثار ابتدایی بود، اما در مقیاس بزرگتر و با تولید پیچیدهتر. این آلبوم نشان داد The Weeknd قصد ندارد صرفاً همان فرمول میکستیپهای اولیه را تکرار کند و به دنبال ساخت یک جهان موسیقایی گستردهتر است.
Kiss Land نخستین آلبوم استودیویی رسمی او محسوب میشود.
یکی از ویژگیهای مهم مسیر حرفهای The Weeknd، ارتباط مداوم موسیقی او با تصویر و سینما بوده است.
او با آهنگ Earned It برای فیلم Fifty Shades of Grey یکی از موفقترین حضورهای خود در موسیقی متن فیلمها را تجربه کرد. این آهنگ برای او نامزدی Grammy در بخش Best R&B Song و همچنین Best Song Written for Visual Media را به همراه داشت.
بعدها The Weeknd در فیلم Uncut Gems نیز در نقش خودش ظاهر شد؛ فیلمی محصول سال ۲۰۱۹ از برادران Safdie.
این حضورها نشان میدادند که فعالیت هنری The Weeknd محدود به موسیقی نیست و او علاقه زیادی به ساخت یک جهان بصری و سینمایی برای آثارش دارد.
سال ۲۰۱۵ یکی از مهمترین سالهای دوران حرفهای The Weeknd بود.
آلبوم Beauty Behind the Madness منتشر شد و آهنگهایی مانند The Hills، Can't Feel My Face و Earned It به موفقیت بسیار بزرگی رسیدند.
در این دوره، The Weeknd از یک هنرمند محبوب در فضای Alternative R&B به یک ستاره جهانی تبدیل شد.
Beauty Behind the Madness در صدر جدول Billboard 200 آمریکا قرار گرفت و The Weeknd برای نخستین بار به جایگاه شماره یک این جدول رسید.
همزمان، Can't Feel My Face و The Hills نیز نشان دادند که او میتواند بین فضای تاریک و خاص موسیقی خودش و ساخت آهنگهای پاپ بسیار موفق تعادل ایجاد کند.
در سال ۲۰۱۶، The Weeknd آلبوم Starboy را منتشر کرد؛ پروژهای که یکی از مهمترین نقاط تحول در موسیقی و تصویر عمومی او محسوب میشود.
قطعه Starboy با همکاری Daft Punk یکی از بزرگترین موفقیتهای دوران حرفهای او بود و به همراه آهنگهایی مانند I Feel It Coming، Die for You و Party Monster، جایگاه The Weeknd را در جریان اصلی موسیقی تثبیت کرد.
Starboy همچنین برای The Weeknd یک جایزه Grammy در بخش Best Urban Contemporary Album به همراه داشت.
از نظر بصری نیز دوره Starboy با تغییر ظاهر، موهای کوتاهتر و هویت تصویری متفاوت همراه شد؛ اتفاقی که در مورد The Weeknd معمولاً فقط یک تغییر ظاهری ساده نیست و با هر دوره موسیقایی او ارتباط دارد.
پس از دوران Starboy، The Weeknd در سال ۲۰۱۸ پروژه کوتاه My Dear Melancholy را منتشر کرد.
این اثر نسبت به برخی آثار پاپتر او، فضای تاریکتر و شخصیتری داشت و آهنگهایی مانند Call Out My Name دوباره او را به سمت احساسی نزدیکتر به آثار ابتداییاش بردند.
My Dear Melancholy برای بسیاری از مخاطبان یادآور همان The Weeknd قدیمیتر بود؛ هنرمندی که احساسات ناخوشایند، رابطههای پیچیده و تنهایی را بدون فیلتر وارد موسیقی میکرد.
در سال ۲۰۲۰، آلبوم After Hours منتشر شد؛ پروژهای که شاید بیش از هر اثر دیگری هویت موسیقایی و تصویری The Weeknd را به هم پیوند داد.
این آلبوم شامل قطعاتی مانند Blinding Lights، Save Your Tears، In Your Eyes و After Hours بود.
اما چیزی که After Hours را به یک پدیده تبدیل کرد فقط موفقیت آهنگها نبود. The Weeknd یک شخصیت داستانی و تصویری مشخص برای این دوره ساخت؛ کتوشلوار قرمز، خون، زخم، شبهای شهری و فضای نئونی، به بخشی از هویت این دوره تبدیل شدند.
مهمترین آهنگ این آلبوم، Blinding Lights، به یکی از بزرگترین موفقیتهای تاریخ موسیقی پاپ تبدیل شد. این آهنگ در Billboard Hot 100 عملکرد تاریخی داشت و در سال ۲۰۲۱ به عنوان رتبه اول در فهرست تاریخی این جدول شناخته شد.
موفقیت این قطعه حتی سالها بعد نیز ادامه پیدا کرد. Spotify در سال ۲۰۲۶ اعلام کرد که Blinding Lights همچنان پربازدیدترین آهنگ تاریخ این پلتفرم است.
در فوریه ۲۰۲۱، The Weeknd اجراکننده اصلی Halftime Show مسابقه Super Bowl LV شد.
حضور او در یکی از بزرگترین رویدادهای موسیقی و ورزشی جهان، یکی از مهمترین نقاط حرفهای او بود و با استفاده گسترده از جهان بصری After Hours همراه شد.
این اجرا برای The Weeknd اهمیت ویژهای داشت، زیرا نشان داد سبک بصری و موسیقایی او حتی در بزرگترین صحنههای جریان اصلی نیز قابل ارائه است.
در سال ۲۰۲۲، The Weeknd آلبوم Dawn FM را منتشر کرد.
این آلبوم از نظر صدا و مفهوم با After Hours تفاوت داشت و بیشتر به سمت سینثپاپ، موسیقی دهه ۸۰ و یک فضای رادیویی و سوررئال حرکت میکرد.
Dawn FM را میتوان بخشی از یک روایت مفهومی دانست که به موضوعاتی مانند مرگ، گذر زمان، پشیمانی، خاطرات و رسیدن به مرحلهای جدید از زندگی میپردازد.
آهنگهایی مانند Take My Breath، Sacrifice، Out of Time و Less Than Zero از شناختهشدهترین قطعات این دوره هستند.
The Weeknd در همکاری با تهیهکنندگان و ترانهنویسانی مانند Max Martin، Oscar Holter و Daniel Lopatin، یک صدای رترو اما کاملاً مدرن ایجاد کرد؛ ترکیبی که از مشخصههای اصلی این دوره شد.
در سال ۲۰۲۳، The Weeknd وارد پروژه تلویزیونی The Idol شد.
او در این سریال علاوه بر بازیگری، در بخش تولید و موسیقی نیز نقش داشت و در کنار Lily-Rose Depp در داستانی درباره صنعت موسیقی و زندگی یک خواننده پاپ ظاهر شد. HBO این پروژه را با حضور Abel «The Weeknd» Tesfaye معرفی کرد.
موسیقی The Idol نیز به بخشی از فعالیتهای این دوره تبدیل شد و آهنگهایی مانند Popular با همکاری Madonna و Playboi Carti مورد توجه قرار گرفتند.
در سال ۲۰۲۵، The Weeknd ششمین آلبوم استودیویی خود با نام Hurry Up Tomorrow را منتشر کرد.
این آلبوم ادامه سهگانه مفهومی After Hours و Dawn FM بود و به عنوان قسمت پایانی این روایت معرفی شد.
در این پروژه، The Weeknd همچنان روی مرز میان R&B، پاپ، موسیقی الکترونیک و فضای سینمایی حرکت کرد. قطعاتی مانند Timeless با همکاری Playboi Carti، São Paulo با Anitta، Cry For Me و Open Hearts از آثار شاخص این دوره هستند.
Hurry Up Tomorrow فقط یک آلبوم نبود. این پروژه با یک فیلم سینمایی هم همراه شد که The Weeknd در آن در کنار Jenna Ortega و Barry Keoghan بازی کرد. این فیلم با کارگردانی Trey Edward Shults در ۱۶ مه ۲۰۲۵ اکران شد.
این پیوند میان آلبوم و سینما، شاید یکی از واضحترین نمونهها از رویکرد The Weeknd به موسیقی به عنوان یک «جهان» کامل باشد؛ نه صرفاً مجموعهای از چند آهنگ.
سبک موسیقی The Weeknd را نمیتوان فقط در یک ژانر قرار داد.
پایه اصلی آثار او Alternative R&B است، اما در طول دوران حرفهای خود از عناصر Pop، Soul، Synth-pop، Electronic و حتی موسیقیهای رترو دهههای گذشته استفاده کرده است.
یکی از ویژگیهای مهم موسیقی او، تضاد میان صدای ظاهراً آرام و احساسی و محتوای گاهی تلخ و تاریک ترانههاست.
در آهنگهای The Weeknd معمولاً با ترکیبی از این موضوعات مواجه میشویم:
عشق و جدایی
تنهایی
شهرت و فشار زندگی در مرکز توجه
روابط پیچیده
وسوسه و افراط
پشیمانی
خودویرانگری
خاطرات گذشته
ترس از گذر زمان و مرگ
همین ترکیب باعث شده موسیقی The Weeknd برای بسیاری از مخاطبان نهفقط یک موسیقی پاپ، بلکه نوعی تجربه احساسی و تصویری باشد.
در طول فعالیت حرفهای خود، The Weeknd آهنگهای بسیار زیادی منتشر کرده که بخشی از آنها به موفقیت جهانی رسیدهاند.
از شناختهشدهترین آهنگهای او میتوان به این قطعات اشاره کرد:
یکی از بزرگترین آهنگهای تاریخ موسیقی پاپ و موفقترین آثار The Weeknd که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و در سالهای بعد رکوردهای متعددی ثبت کرد. Spotify در سال ۲۰۲۶ آن را پربازدیدترین آهنگ تاریخ این پلتفرم معرفی کرد.
همکاری معروف The Weeknd و Daft Punk که در دوران Starboy به یکی از قطعات شاخص کارنامه او تبدیل شد.
قطعهای تاریک و قدرتمند که به یکی از نمادهای The Weeknd در دوره Beauty Behind the Madness تبدیل شد.
یکی از پاپترین آهنگهای معروف The Weeknd که نقش مهمی در تبدیل شدن او به یک ستاره جهانی داشت.
یکی از مهمترین آهنگهای دوران After Hours که توانست فضای رترو و پاپ را با هویت خاص The Weeknd ترکیب کند.
از شناختهشدهترین قطعات My Dear Melancholy و یکی از احساسیترین آثار کارنامه او.
قطعهای که برای موسیقی متن Fifty Shades of Grey منتشر شد و نامزدیهای مهم Grammy را برای او به همراه داشت.
قطعهای از Starboy که سالها پس از انتشار اولیه نیز دوباره محبوب شد.
یکی از قطعات مهم Dawn FM که فضای نوستالژیک و رترو این آلبوم را به خوبی نشان میدهد.
همکاری The Weeknd و Playboi Carti از دوره Hurry Up Tomorrow.
دیسکوگرافی The Weeknd را میتوان به چند دوره مهم تقسیم کرد:
سال | اثر |
|---|---|
۲۰۱۱ | House of Balloons |
۲۰۱۱ | Thursday |
۲۰۱۱ | Echoes of Silence |
۲۰۱۲ | Trilogy |
۲۰۱۳ | Kiss Land |
۲۰۱۵ | Beauty Behind the Madness |
۲۰۱۶ | Starboy |
۲۰۱۸ | My Dear Melancholy |
۲۰۲۰ | After Hours |
۲۰۲۲ | Dawn FM |
۲۰۲۳ | The Idol Soundtrack |
۲۰۲۵ | Hurry Up Tomorrow |
فهرست دیسکوگرافی استودیویی و پروژههای اصلی او توسط منابع موسیقی و ناشر رسمی نیز ثبت شده است.
The Weeknd در طول دوران حرفهای خود جوایز و رکوردهای زیادی به دست آورده است.
طبق اطلاعات Grammy، او تا این زمان ۴ جایزه Grammy از ۱۴ نامزدی دریافت کرده است.
در کانادا نیز یکی از پرافتخارترین هنرمندان نسل خود محسوب میشود. Guinness World Records ثبت کرده که او تا سال ۲۰۲۳، ۲۲ جایزه JUNO دریافت کرده بود و با این تعداد به رکورددار بخش مردان این جوایز تبدیل شد.
در سال ۲۰۲۳ نیز The Weeknd پنج جایزه JUNO دریافت کرد و جوایزی مانند Artist of the Year، Album of the Year و Songwriter of the Year را به دست آورد.
شاید مهمترین دلیل ماندگاری The Weeknd این باشد که او فقط به تولید آهنگهای موفق اکتفا نکرده است.
از اولین میکستیپها تا After Hours و سپس Dawn FM و Hurry Up Tomorrow، او همواره تلاش کرده موسیقی، تصویر، مد، داستانپردازی و فضای سینمایی را در کنار یکدیگر قرار دهد.
به همین دلیل، هر دوره از فعالیت The Weeknd معمولاً با یک هویت بصری مشخص همراه بوده است؛ از فضای تاریک Trilogy گرفته تا ظاهر Starboy و سپس کت قرمز مشهور After Hours.
این نگاه باعث شده تصاویر و کاورهای پروژههای او نیز مانند خود موسیقی، بخش مهمی از فرهنگ هواداری The Weeknd باشند.
شاید به همین دلیل است که آثار The Weeknd تنها برای شنیدن ساخته نشدهاند؛ بسیاری از آنها برای دیدن، تصور کردن و حتی تبدیل شدن به بخشی از فضای شخصی مخاطب طراحی شدهاند.
یکی از جذابترین جنبههای محبوبیت The Weeknd، تأثیر او بر طراحی، مد و فرهنگ بصری است.
کاور آلبومها، پوسترهای کنسرت، تایپوگرافی، رنگهای مشخص هر دوره و حتی لباسهای او، بخش جداییناپذیر هویت این هنرمند هستند.
برای طرفداران موسیقی، داشتن یک اثر دیواری با الهام از آلبومها یا دورههای مختلف The Weeknd میتواند راهی برای تبدیل این علاقه موسیقایی به بخشی از دکور اتاق یا فضای شخصی باشد.
در ریترا گالری نیز همین نقطه تلاقی موسیقی و دکوراسیون اهمیت پیدا میکند؛ جایی که تصویر یک هنرمند یا یک آلبوم میتواند از داخل صفحه نمایش و هدفون خارج شود و به بخشی از فضای واقعی زندگی تبدیل شود.
داستان The Weeknd، داستان عبور از یک هنرمند ناشناس اینترنتی به یک ستاره جهانی است.
Abel Tesfaye فعالیتش را با انتشار ناشناس چند قطعه شروع کرد، با Trilogy و Kiss Land هویت خود را ساخت، با Beauty Behind the Madness و Starboy وارد جریان اصلی موسیقی شد، با After Hours به یکی از بزرگترین دورههای حرفهای خود رسید و با Dawn FM و Hurry Up Tomorrow داستان مفهومی خود را ادامه داد.
امروز The Weeknd فقط یک خواننده R&B یا پاپ نیست؛ بلکه هنرمندی است که موسیقی، تصویر و داستان را به یک هویت واحد تبدیل کرده است.
و شاید همین موضوع توضیح دهد که چرا نام The Weeknd برای بسیاری از طرفداران، فقط یادآور چند آهنگ معروف نیست؛ بلکه یادآور یک دوره، یک حس، یک شب، یک خاطره یا حتی یک تصویر خاص است.
برای همین، آثار بصری مرتبط با The Weeknd و آلبومهای او نیز میتوانند چیزی فراتر از یک پوستر ساده باشند؛ بخشی از همان دنیایی که موسیقی او برای مخاطب ساخته است.